X
تبلیغات
رایتل
اردک تک تک
  
 
 
آرشیو
 
1385/04/26
امیر محمد : به پورنگ عادت کردم

 

امیر محمد : به پورنگ عادت کردم


    
    
    
    
    چند سالی است که برنامه عموپورنگ در تلویزیون گل کرده است و بچه های زیادی را پای جعبه جادویی می نشاند ...تا جایی که بیشتر والدین می گویند : بچه های ما در زمان پخش برنامه عموپورنگ تنها به فکر برنامه هستند و از شیطنت دور... پورنگ می گوید : البته ما سعی کردیم بیشتر به مسائلی توجه کنیم که بچه ها در یادگیری آن مشکل دارند و یا دوست ندارند یاد بگیرند و یا نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند ...

    پورنگ به ما می گوید : ما می آییم این مسائل را به زبان طنز به خود بچه ها آموزش می دهیم تا یادگیری آن ، برایشان شیرین شود ... و خوشبختانه در این چند سال اخیر تجربه نشان داده است که ما موفق عمل کردیم .و والدین هم از ما راضی هستند ...
    پورنگ در رابطه به امیر محمد می گوید : سال گذشته بود که یکی از دوستان امیر محمد را به ما معرفی کرد ، از او تست گرفتیم و در کمال تعجب دیدیم که او ژست های خامی مقابل دوربین می گیرد و از همه مهمتر از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است همین امر باعث شد که او را مقابل دوربین بیاوریم توجه داشته باشید که اجرای زنده برای یک بچه کار مشکلی است ، اما امیر محمد طوری در استودیو ظاهر می شود که انگار دوربین روبروی او نیست که خودش را ببازد .
    در استودیوی تدوین مهمان عموپورنگ ، امیر محمد و آقاجان زاده تهیه کنند و برنامه هستیم ... به امیر محمد می گویم که خودش را معرفی کند و او در پاسخ با شیرین زبانی خاص خود می گوید : ده ساله هستم در کلاس چهارم دبستان درس می خوانم ...اصلیت ما ساوه ای است و بچه خیابان پیروزی تهران هستم .
    به امیر محمد می گویم خوشحالی که معروف شدی و او می گوید : خوشحالم ، نه ،‌خوشحالی ندارد اما بعضی از مردم مرا در خیابان اذیت می کنند که عموپورنگ در ادامه می گوید : دوستان و هموطنان باید توجه داشته باشند که رفتار امیر محمد تنها به خاطر بچگی اوست او هم یک بچه عادی است مثل تمامی بچه های ایران زمین ... امیر محمد می گوید : البته بسیاری از بچه ها زمانی که مرا در کوچه و خیابان می بینند به سراغم می آیند و می گویند بیا با ما بازی کن .
    به امیر محمد می گویم خودت را برای بچه محل ها و همکلاسیهایت می گیری
    من و گرفتن برای چی باید خودم را بگیرم من با همه شان بازی می کنم ، درس می خوانم و البته گاهی اوقات به آنها امضا هم می دهم . مگر بلدی امضا بدهی "آقا رو " تا حال چند امضا برای خودم انتخاب کردم که در نهایت یکی را امضای ثابت خود انتخاب کردم
    به پورنگ می گویم : امیر محمد بچه شیطونی است که می گوید: " شیطون" کجایش را دیدی او یکی از نوادر دنیای بازیگوشی است اما بسیار مودب و البته حرفه ای !


    قدری شیطونی می کند که کسی متوجه نشود اگر هم کسی متوجه شد پا می گذارد به فرار ...(می خندد) امیر محمد می گوید : عمو این حرفا ، چیه می زنی
    از او می پرسیم دلت برای پورنگ تنگ می شود یک روز عمو را نمی بینم حالم گرفته است من به عمو عادت کردم سال ها قبل که عمو را از تلویزیون می دیدیم به خودم می گفتم آیا می شود روزی کنار عمو کار اجرا کنم نمی دانستم که آرزویم برآورده می شود ... خدا را شکر ...تا کجا می خواهی ادامه بدهی ما تا هر زمان که عموپورنگ مرا بخواهد ، در خدمت برنامه هستم گرچه باید به نام عمو پورنگ ، عمو آقاجان زاده را اضافه کنم . او برای من بسیار زحمت کشید مرا از منزل می آورد ، به منزل می برد ، پیشرفت خودم را مدیون او هستم هر دویشان برایم زحمت کشیدند ...
    البته گفتگوی مفصلی با امیر محمد انجام دادیم که به زودی در مجله خانواده سبز خواهید خواند .
    
    
    
 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 74699


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها